حكيم فريد الدين
29
طب فريدى ( فارسى )
در بينى منومست و همچنين بو كردن شگوفه آن بر يافوخ و هر دو شقيقه ماليدن و آب مشوى او تا پنجاه درم با شكر نوشيدن و جرم مطبوخ او با شكر و بادام خوردن منومست لوز حلو خوردن بر سر ماليدن منومست كرنب خوردن نيز منومست دارچينى خوردن و نوشيدن بالخاصيه مرزنجوش طبيخ او نطول كردن بر سر منومست صفر شگوفه او بو كردن و ضماد كردن بر يافوخ نيز يبروج بيخ او مطبوخ در شراب تا سه حصه نوشيدن از آن دافع سهر است و از بيخ او و برگ او فتيله به عمل آوردن منومست بنفسج ضماد كردن با شيطرج و نطول كردن طبيخ او و ضماد كردن با قشر يبروج بر پيشانى و يافوخ هر دو شقيقه و بو كردن تازهء او منومست دستنبويه و آن شمامه است كه بو كردن خوابآور است تفاحه منومه جوز ماثل افيون لفاح زعفران زهرهء اقحوان صمغ عربى آرد جو اجزا برابر خمير كردن با آب نيلوفر و ساختن شكل سيب و بو كردن بالخاصيه مجربست سلم نقيع او در شراب نوشيدن و روغن او بر يافوخ بر پيشانى و هر دو شقيقه ماليدن منومست لازورد - خوردن نيز الخبز الحوارى كه برو خشخاش پاشيده باشند خوردن گرما گرم كه از تنور برآمده باشده منومست عنب الثعلب يك مثقال بيخ او نوشيدن با شراب منومست كاكنج سه دانهء او يا پنج دانه با شكر بالخاصيه مجرب است جوزبويا خوردن نيز خوابآور است زهر الحنا ضماد كردن به آب نيلوفر مقطر يا عصارهء او يا طبيخ او منومست شراب شربا تعليق چشم چپ او تعليق